عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

107

رساله بيخ چينى ( فارسى )

جمع ميان صبر و غاريقون امتناع مىنمايند - بنابرين اگر احتياط كنند و غاريقون داخل نكنند بواسطهء آنكه در ايارج فيقرا صبر هست و بعوض آن حجر ارمنى به وزن آن داخل كنند مىشايد - فصل در ترتيب خوردن بيخ چينى مىبايد كه بستانند ازو صد و پنجاه مثقال زرگرى و آن شش دانگ و صد و هشتاد عطارى تبريزى ابريشمى است هر مثقالى از آن پنج دانگ باشد آن را به بيست و يك حصه كنند و هر روز يك حصه را مثل باقلا كوچك‌تر كنند و در يك من و نيم آب به وزن تبريز بجوشانند تا به نصف آيد و در بعضى نسخ آمده در دو من آب بجوشانند تا به سه چهار يك آيد و بعد از آنكه پخته شود بر بالاى ديگ استاده سر ديگ را بردارد تا بخار بر روى و گلوى او برآيد يا آنكه همچنانكه در ديگ است پيش خود نهد و لحاف بر سر كشد تا عرق تمام بكند و گاه‌گاه دهن واكند و نفس بكشد هم از دهن و هم از بينى كه بخار خوب باندرون برسد و بعد از آن صاف كرده در پياله از آن بخورد و بعضى گفته‌اند كه يك پياله و نيم بياشامد و تتمه آن را در آن شبانروز بخورد و آب ديگر نخورد و دست و روى خود را هم بدان آب بشويد و در وقت قسمت كردن مىبايد كه دو دانگ سنگين و دو دانگ سبك باشد هر روزى مقدار هفت و نيم مثقال كه دو دانگ مىشود تخمينا و تخمينا جهت آن گفتيم كه فى الحقيقت از دو دانگ كمتر مىشود و بعد از آن در ديگ سفالين پاك شسته كنند و آب به وزن مذكور درو ريز ند و ديگ ديگر بر سر او نهند سرنگون و اطراف آن را بخمير بگيرند بعد از ان بر آتش نهند